از شروع درمانگریم مراجعامو آنلاین میدیدم، چون هم به نفع من بود هم مراجعا.
نیازی به رفتوآمد توی شلوغی تهران نبود، پس هزینه رفت و آمد توی جیب من و مراجع میموند و فقط هزینه نت بود که اونم جزو هزینههای روزانه همه شده. نیازی نبود به کلینیک درصد بدم پس دستم باز بود که مراجع رو با هزینه کمتری ببینم و در مواقع لزوم هم با فراغ بال مراجع تخفیفی ببینم. تازه میتونستم دیگه محدود به تهران نباشم و از شهرای دیگه هم مراجع بگیرم.
تا اینکه آفلاین شدیم🥲
یک جلسه تلفنی برگزار کردم ولی واقعا به دلم نچسبید و راضی نبودم. ناچارا با توافق نظر مراجعا جلسات رو به بعد از وصل شدن نت موکول کردیم و حالا من موندم و حوضم!
تازه داشتم کانال کاریم رو واسه پرزنت کردن خودم راه مینداختم که مراجعام رو افزایش بدما.
الان از پاره وقت هم پاره وقتتر مراجع میبینم، چون چند ماه که درگیر نوشتن پایاننامه بودم، صبحها هم بیمارستان بودم و همزمان درگیر کارای آشنایی خانوادهها و عقد و الانم باید فکر خرید وسایل و چیدن خونه باشیم.
به شدت به درآمد و کار نیاز دارم و درگیرم. باید از شنبه دنبال کارای فارغالتحصیلیم برم که بتونم شماره عضویت نظام روانشناسی رو بگیرم و واسه پروانه هم باید تا آزمون اردیبهشت صبر کنم. برای چند تا آگهی استخدامی هم رزومه فرستادم که رد شدم یا همچنان در صف بررسیام. نمیتونم به کار تمام وقت فکر کنم چون دو تا طرح پژوهشی خفن دیگه توی بیمارستان ثبت کردیم که چند ماه دیگه احتمالا کد اخلاقشون صادر میشه و میتونیم اجراشون کنیم و برای اونا نیاز هست که صبحها بیمارستان برم.
فکر کنم دیگه باید برم سراغ کار کردن توی کلینیک و سروکله زدن با کلینیکها.
نت که وصل بشه باید باز زبان خوندن رو از سر بگیرم چون افت کردم و تنبلی رو کنار بذارم و مقاله مستخرج از پایان نامم رو زودتر بنویسم. کاش واسه پژوهش بهم حقوق میدادن تا مجبور نشم سراغ کارای دیگه برم. متاسفانه پول که نمیدن هیچی، از جیبم خرج میکنم که این مسیر طولانی رو برم و بیام. یه پژوهش با دانشگاه بهشتی خواستم همکاری کنم، اونا میگفتن نه تنها خرج رفت و آمدت با خودته، که هزینه چاپ پرسشنامهها هم با توعه! تازه گرفتن مجوز از یه بیمارستان مرتبط هم گردن خودته. دیگه منم عطاش رو به لقاش بخشیدم و بیخیالش شدم.