اینجا نلی از روزهایش می گوید

سلام خوش آمدید

۱۱ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲ نفر منو خاموش دنبال می کنن:/

خیلی کنجکاوم بدونم کی هستید، حداقل کامنت خصوصی بذارید خودتونو معرفی کنید، هی می ترسم اون آشنایی که گمش کردم باشید.

  • Nelii 💉📚

امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.

خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*

کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.

انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور باید بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش برای همیشه برام موندگار بشه.

ممنون دوست جونم:*

+آقا برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 

  • Nelii 💉📚
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۶ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۸
  • Nelii 💉📚

گاهی دلم، چقدر یک رفیق شش دانگ می‌خواهد،

کسی که به دور از جنسیت همراهت باشد،

"مذکر و مونث" فرقی ندارد ،فقط کسی باشد که بفهمد حالت را، 

بتوانی به دور از حاشیه و ترساز هر چیزی تا ناکجا آباده زندگی بروی.

اگر کمی، حد "دوستی‌های معمولی" را می‌دانستیم،

کمی دندان به جگر می‌گذاشتیم و احساسات را بیان نمی‌کردیم،

حال قضیه فرق می‌کرد

و "بهترین‌های زندگی‌مان"را هنوز هم کنار خود داشتیم،

می‌توانستیم که تا سالیان دراز از دیدنِ حالشان، حالمان جان بگیرد!

 می‌توانستیم به جای خاطراتِ تلخ، زندگی را پُر از 'خاطراتِ' شیرین و دوست داشتنی کنیم.

مگر چه می‌شود که پای عشق را وسط نکشید؟! 

همه چیز که نباید به عشق ختم شود،

بعضی دوستی‌ها باید ناب بمانند!

 خالصِ خالص

__________________________________________________

به ما ظلم شد....ظلم شد که از اول دبستان، از همبازی های جنس مخالفمون دور شدیم.

که بهمون دیکته کردن نباید باهاشون بازی کرد ، نباید سمتشون رفت.

چرا مخالف؟ مگه مرد و زن دو جنس مکمل نیستن؟ چرا گفتن مخالف؟ چرا شدیم پنبه و آتیش؟

در صورتی که می تونستیم بهترین دوست باشیم.

انقدر محدود شدیم که تا یکی نگاهمون میکنه، توجه میکنه، میگیم حتما عاشق شده.... شدیم مثل"حبیب" "لیسانسه ها"....که تا یه دختر باهاش حرفی میزنه، کلی قلب دور سرش میاد و از خوشحالی بال در میاره، هزار تا داستان عاشقانه باهاش میسازه.

تلخه ولی حقیقته،به ما ظلم شد که بهترین دوست هامون ازمون دور شدن.

دختر و پسر مکمل همن، شاید با مشورت هم، زندگیمون گاهی بهتر میشد...

جنبه نداریم....جنبه ی دوستی ساده نداریم... الان یه سری میگن دوستی ساده بین دو جنس،معنی نداره.

معنی داره ولی برای ما ترجمه نشده، چون قواعدشو نمیدونیم...چون هر کس رو دیدیم دو روز بعد با دوست به ظاهر معمولیش، رل زد:/

دوستی مقدسه، با سوتفاهم یه عشق مضحک، خرابش نکنیم.

این متن مخاطبش همه ی ماییم، من....تو....

بیاید تو روابطمون، تو احساساتمون، تو قواعدمون تجدید نظر کنیم.

نمیگم کورکورانه اعتماد کنیم...نه....اما حداقل کورکورانه قضاوت نکنیم.

فقط چون دو نفر از دو جنس مختلف هستن و با هم حرف میزنن، نگیم که .....

شاید پای یه دوستی عمیق و خالصانه در میون باشه:)

  • Nelii 💉📚

خداجونم من قدم اولم رو برداشتم، حالا نوبت توست😉

  • ۲۲ دی ۹۶ ، ۱۶:۱۸
  • Nelii 💉📚

چند وقتی بود که سریال”دیوار به دیوار“ رو شبکه تماشا پخش می کرد. خیلی ایده ی فیلم رو دوست داشتم.

فیلم  از این قراره که داستان پنج خانواده رو روایت میکنه که به دلایلی مجبور میشن ۳ ماه تو یه خونه باهم زندگی کنند.این خانواده ها تعدادی خونه رو پیش خرید کردن ولی مورد کلاهبرداری قرار گرفتن و چون جایی برای زندگی کردن نداشتن از سازنده ی خونه ها میخوان که خونش رو در اختیارشون بذاره و اون هم، بنا به درخواست قاضی قبول میکنه و بقیه ی داستان روند اتفاقاتیه که بین این خانواده هاپیش میاد.(برای توضیحات از ویکی پدیا کمک گرفتم:-P )

حقیقتا دلم خواست تو یه خونه به همین بزرگی و خوشگلی با آدمای جورواجور و با سن های مختلف زندگی کنم.

فکرشو کنید چقدر خوب میشد اگه میشد.... تلفیقی از پیر و جوون، تجربه و چابکی، مرگ و زندگی.

از یه طرف هم حسودیم شد به خانواده های قدیمی که پر از بچه بودن، پر از این تضادهای دوست داشتنی.

ولی بعدش یادم اومد اینجا ایرانه، اینجا حتی وقتی با فامیلت تو یه مهمونی هستی باید خودسانسوری کنی، مواظب کلاهت باشی.

اینجا حتی تو وب خودت هم حق نداری خودت باشی، تو خونه هم نمیتونی افکارتو بیان کنی، حرف بزنی متهم میشی به خارج شدن از دین، نجس شدن و....

پس ما کجا خودمون باشیم؟ خسته شدم از این همه نقاب...

+ قرار بود پستم حس خوب داشته باشه، چرا تهش تلخ شدم من؟!😐

  • Nelii 💉📚

تاریخ چیز عجیبیه، معلم سخت گیریه....

انقدر تکرار میشه تا یاد بگیری.

  • ۱۱ دی ۹۶ ، ۰۳:۴۴
  • Nelii 💉📚

تو حیاط بودیم که صدای داد و جیغ یه زن رو شنیدیم، سریع رفتیم تو کوچه تا ببینیم چه خبر شده، نمیدونم چجور بگم...فقط چیزایی که شنیدم رو می نویسم.

_ چطور تونستی علیرضا؟ منه احمقو بگو گفتم بعد یه هفته دارم میام الان منتظرمی... ولم کنید شما نمیدونید...من اینو با زن شوهر دار دیدم....آخه نجس من بچه دارم، چطور تونستی؟ چند بار گفتم تو دوست دختر داری هی گفتی نه..... من این خونه زندگی رو با خون دل ساختم.... کثافت چطور تونستی؟ میخوام طبل بی آبروییت رو همه جا بکوبم تا آبرو و حیثیتت بره....حالا منه خاک بر سر تو این شهر غریب چیکار کنم؟ من پامو تو این خونه نمیذارم دیگه...[انقدر داد زده بود که صداش خش دار شده بود]...[اینجا شوهرش از خونه زد بیرون و رفت].... عوضی نرو، کجا میری؟ بمون تا همه بشناسنت... آشغال....

+به خودم اومدم دیدم بغض کردم و چشمام اشکی شده.

+ امشب هی یه صفحه میخوندم، یادش میفتادم که چجور میخواد زندگی کنه با این درد.

+دردای خودم رو فراموش کردم، همش به یادشم.براش دعا کنید:(

  • Nelii 💉📚

چرا انقدر می خوابم من؟

توانایی اینو دارم یه هفته بدون آب و غذا فقط بخوابم:/

همت کن نلی.....همت....همت....همت

میشه یه نفر هر روز منو به زور بیدار کنه؟!؟من حریف پر خوابیم نمیشم:(

من باید بتونم، باید بهشون ثابت کنم که میتونم.

منتظر شکست من هستید؟ هه،شیرینی پیروزیمو براتون میارم😎

انقدر حرص نخور، دوست دارم سالم بمونی تا موفقیت هامو به چشم ببینی😏

  • Nelii 💉📚

دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)

انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*

چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)

چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.

نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر میکنم.

+فاصله ی ما با عشقمون چقدره؟با پدر و مادرمون؟خواهر و برادر؟

+هپی کریسمس و این قضایا🎆🎄🎁

+ من از بچگی آرزو داشتم کریسمس، تو جمع ارامنه یا مسیحیا باشم،سال بعد دعوتم کنید تورو خدا،قول میدم شکلات کم بخورم>__*

+تیتر از حافظ

  • Nelii 💉📚