یه شب مزخرف دیگه :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

یه شب مزخرف دیگه

تظاهر کردن و لبخند زدن و با سیلی صورت رو سرخ نگه داشتن دردناکه...

سخته از درون متلاشی باشی و ظاهرت، دل بسوزونه.

کاش میشد دست خودم رو بگیرم و برگردم عقب.... برم پیش نلیِ بی تجربه و بزنم توی گوشش....یا برم به آینده و ببینم این کابوس تموم شده.

این برهه از زندگیم خیلی بد و سخت و مزخرفه...

هر روز بی حس تر و بی روح تر از قبلم و قلبم مچاله میشه از این همه دور شدن از رویاهام و هر روز من، سوگوار آرزوهای نلیِ ۱۸ ساله ام.

۲ موافق ۰ مخالف
درباره من
قصد سرم داری، خنجر به مشت
خوش تر از این نیز توانیم کشت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان