پیشی عاشقتم*__* :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

پیشی عاشقتم*__*

دیشب سر شام بودیم که صدای در زدن شنیدیم، حدس زدیم مثل همیشه پیشی دلش تنگ شده و در میزنه که بریم پیشش.

بعد شام درو باز کردیم تا بهش غذا بدیم و چیزی دیدیم که اینجوری😮شدیم.

یه موش شکار کرده بود و در میزد که به ما نشونش بده تا ازش تشکر کنیم. میخواست نشون بده چجوری شکارش کرده، موش رو میذاشت یه گوشه بعد میرفت عقب کمین میکرد و میپرید روش.

ده دقیقه این کارو کرد بعد موش رو گذاشت دم در و خودش رفت عقب، یکم نازش کردیم و ازش تشکر کردیم، اومد موش رو برداشت و خوردش:))

دیشب انقدر ذوق کردیم و قربون صدقه اش رفتیم، بهش میگم پیشی یه تار موت می ارزه به صد تا هاپو😄

+چرا گربه شما شکارش را برای شما می آورد؟

دست کم چهار نظریه مختلف در مورد این رفتار وجود دارد:
گربه شما هدیه ای به رسم قدردانی و ابراز علاقه اش به شما می دهد.
گربه شما می داند که شما شکارچی ماهری نیستید و می خواهد به شما آموزش دهد.
گربه شکارش را به خانه می آورد جایی که امن است و آنجا غذا می خورد.
گربه به سادگی سعی می کند شما را مطمئن سازد که غذای تازه ای دارید.
۲۲ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
نیـ ـلی
۱۱ تیر ۲۳:۵۱
من از زل زدناشون می‌ترسم :))

پاسخ :

چرا، خیلی نازن که:)
امیــ دوار
۱۲ تیر ۰۰:۲۱
نظریه شماره دو:))))
ولی چه بامزه بوده:)

پاسخ :

😄 منم به همسرم میگم فکر کن یه ذره گربه اومده به تو شکار یاد بده، خجالت بکش😄
خیلی:))
همدم ماه
۱۲ تیر ۰۰:۳۹
چقدر جااالب 
و جواب کامنتت به امیدوار😅

پاسخ :

😄پیشی جانه منه دیگه:)
😂😂
Va hid
۱۲ تیر ۰۱:۰۴
سلام
چه نظریات جالبی!!!! 
 راستی خسته نباشید!! از کنکور راحت شدید!!

چطور بود؟!!

امیدوارم نتیجه خوبی بگیرید!!
دلتون شاد!!

پاسخ :

سلام،آره خیلی جالب بودن:)
ممنون:)))
مه سو
۱۲ تیر ۰۲:۰۰
چه جالب....گرچه من زیاد ارتباطی با گربه ها و حیوانات نمیگیرم میترسم ازشون :))

پاسخ :

منم می ترسم از دور براشون غش و ضعف می کنم:)
گلی :)
۱۲ تیر ۰۷:۳۱
واو چه جالب واقعا 

پاسخ :

اوهوم،حیوونا خیلی مهربونن:)))
مسـ ـتور
۱۲ تیر ۱۲:۰۳
عزززیززززم 
چه ناز! 
گربه تو خونه تونه کک نمیفته تو خونه؟ 

پاسخ :

*__*
گربه تو خونه نیست، پیشی گربه ی خیابونیه ولی الان تقریبا خونگی شده همیشه تو حیاط خونه ی ماست:)
رنگارنگ :)
۱۲ تیر ۱۳:۴۶
وای من از گربه ها خیلی می‌ترسم🙊
مخصوصا اون گربه هایِ چاقالو 😅😐

پاسخ :

منم میترسم ولی دارم سعی میکنم باهاش مبارزه کنم:))
هانا :)
۱۲ تیر ۱۸:۴۳
چه صميمي:)))

پاسخ :

آره،محبتش خیلی خالصه:)
نگار جان
۱۲ تیر ۲۰:۱۵
من این چند وقته انقد جنازه ی گربه دیدم که وقتی واقعیش رو می بینم فک میکنم مرده یه مدت عادت کرده بودم خیلی نترسم ازشون الان حالم به هم میخوره:(

پاسخ :

آخی،بیچاره گربه ها:(
میفهمم سخته.
🍁 غزاله زند
۱۲ تیر ۲۰:۴۵
پیشی میدوستم‌ 8) 

پاسخ :

بیا بخلم*__*
مهدی (:
۱۲ تیر ۲۱:۵۱
آخی آخی
((((((:

پاسخ :

:)))
ماهی قرمز
۱۲ تیر ۲۳:۰۷
من خیلی گربه دوست دارم 😍😍😍
یدونه هم دارم که الان 1 ساله شده☺️❤️😍

پاسخ :

ای جان*__*
ولی من میترسم بهشون دست بزنم:(
مرتضا دِ
۱۳ تیر ۰۹:۰۰
واقعا خیلی خوشحال شدم نلی

سالها بود که ندیده بودم گربه ای موش شکار کنه آخه

حتا نشنیده بودم :)

پاسخ :

😄
خلاصه که گربه ی ما اینجوریاست😎
مرتضا دِ
۱۳ تیر ۱۷:۳۰
اغراق نکرده بودی حالا؟ :)

پاسخ :

نخیرم:))
گلاویژ ...
۱۳ تیر ۱۸:۵۷
تورو خدا یکی بیاد این فرضیه چهارم رو نابود کنه... 

پاسخ :

😄
احتمالا از اینکه ته مونده غذا بهش دادیم ناراحت بوده:)
ماهی قرمز
۱۳ تیر ۱۹:۳۱
خیلی خوبن نلی 
اگه بهشون محبت کنی ولت نمیکنن و میمونن پیشت:)

پاسخ :

اوهوم،برعکس چیزی که مردم میگن گربه ها اصلا بی وفا نیستن:)
هاتف ..
۱۳ تیر ۱۹:۵۷
آخ آخ آخ ...
من مردم ...

پاسخ :

😊
آرام :)
۱۵ تیر ۰۰:۰۶
گربه ها هم شیطون شدن :)

پاسخ :

آره دیگه؛)
آسـوکـآ آآ
۱۵ تیر ۱۷:۱۸
جالب بود،مخصوصا دليل دوم:-D
من اصولا از حيوونا ميترسم
بهشون احترام ميذارما اما بودنشون کنارم احساس امنيتم رو از بين ميبره

پاسخ :

اصن خراب این دومی شدم من😄
من از تماس باهاشون می ترسم.
a.r rashvanlui
۱۶ تیر ۱۳:۲۷


در سريال معلم دهكده؛ نامزد معلم ازش ميپرسه شما كه قاضی بوديد چرا رها كرديد و معلم شديد؟
ايشون جواب ميدن:
چون وقتی به مراجعينم و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق می شدم 
می ديدم كه اونها كسانی هستند كه یا آموزش نديده اند
و يا آموزشی که دیده اند درست نبوده و به خودم گفتم: به جای پرداختن به شاخ و برگ بايد به اصلاح ریشه بپردازیم.
و ما چقدر به معلم دانا بیش از قاضی عادل نیازمندیم
برای فرزندانمان قصه هایی بگوییم که بیدار شوند نه قصه هایی که به خواب فرو روند
بیداری وجدان و خرد دلنشین تر از خواب است

پاسخ :

درسته:)
ریزوریوس ❤:)
۱۷ تیر ۲۳:۳۱
ما تو دانشکده تا دلت بخواد پیشی داریم. در حدی پیگیرشونم که مثلا میدونم اون پیشی سیاهه که با این که بزرگه ولی هنوز شیر مادر میخوره! باباش کیه:|

یکی از فانتزی هام اینه که از پیشی جماعت نترسم و بهشون دست بزنم😅 . 

نظریه دوم به شدت جالب بود :دی

پاسخ :

😄 پیشی خوبه:)
من با دستکش تونستم نازش کنم*__*
میبینی تورو خدا😄
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
قصد سرم داری، خنجر به مشت
خوش تر از این نیز توانیم کشت
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان