ترميمِ يک بارانِ سخت،رنگين کمانی خنده روست/اينجا گمــانم عشق را، با گريه درمان می ڪنند :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

ترميمِ يک بارانِ سخت،رنگين کمانی خنده روست/اينجا گمــانم عشق را، با گريه درمان می ڪنند

کاش پسر بودم...

کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر...

با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی...

براش شعر میگفتم...

تو چشماش نگاه میکردم و مولانا میخوندم...

دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم...

و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم جلوش یهو...

موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد نازی اخه؟

از موهاش تعریف میکردم...

از دستاش...از برق چشماش...

از خط منحنی زیبای لبخندش...

انقدر از زیباییاش میگفتم تا دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از هیچکس دیگه ای نباشه...

شب اول اونو میخوابوندم پشت گوشی بعد خودم میخوابیدم...

صبح بی خبر میرفتم سر راهش 

هول هولکی یه شاخه گل میدادم بهش

صورتشو میبوسیدم و فرار میکردم...

و فدای صدای خنده هاش از دور میشدم 

اگه بهش شک میکردم...

اگه بدبین میشدم...

اگه اشتباه میکرد...فراریش نمیدادم...

تنها ولش نمیکردم...ترکش نمیکردم...

در عوض سرشو میبوسیدم و با مهربونی ته تو قضیه رو درمیوردم...

بهش توجه میکردم...

براش کتاب میخریدم...

یا لاک...یا یه روسری اون رنگ که دوس دارم خودم...

با این چیزا کوچیک سوپرایزش میکردم دیگه...

هیچوقت نمیزدم تو ذوقش حتی اگه خسته بودم بی حوصله بودم عصبی بودم...

از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم ، تغییرش نمیدادم...

نمیکوبیدم از نو بسازمش...

همونجور که بود با همون قیافه فداش میشدم...

به درد دلاش گوش میکردم هر چند مدت یبار...

میفهمیدم چقدر حساسه و مرد میشدم واسه غمهاش...

فدای لوس شدناش و بی طاقتیاش میشدم...

از اون دختری میساختم که دیگه نه اون کسی غیر من رو بخواد... نه من کسی مثل اون به چشمم بیاد...

کاش من پسر بودم.

______________________________________________

این چند روز که همسری اینجا بود،خیلی خوب بود. اصن هر جا که کنارم باشه،اونجا برام بهشته.

این مدت،با دخترای هم سن و سالم تو فامیل همسر،صحبت کردم.

اینجا رسمه دختراشون زود ازدواج می کنن،تا حدی که من که ۱۸ سالگی ازدواج کردم،بزرگترینشون بودم://

اکثرا قبل از۱۶ سالگی ازدواج می کنن.دلیلشم نمیدونم.

من تصور می کردم حتما چون سنشون کمه،خانواده ی همسرشون،یا حداقل همسرشون، هواشون رو دارن اما زهی خیال باطل.

یکیشون عید ازدواج کرده و۱۵ سالشه،تو یه اتاق،تو خونه مادرشوهرش زندگی میکنه، میگفت بنایی داشتن تو خونه،۶تا فرش شسته،دیوار و سقف رو دستمال کشیده:/

تا سه ماه بعد از عروسیش،وقت نکرده بود بره خونه ی باباش سر بزنه درحالی که کلا یه ربع فاصله داره تا اونجا://

تا کلاس شیشم درس خونده و ترک تحصیل کرده.میگه مادرشوهرش گفته بعد از سالگرد ازدواجش،باید باردار بشه.فکر میکنه هر کس بیشتر از یه سال از ازدواجش بگذره و بچه دار نشه،نازا میشه.

اون یکی،۱۸ سالشه و یه دختر یک ساله داره.با جاری و بردارشوهرش،تو یه خونه زندگی میکنن.جاریش۱۷سالشه و هنوز بچه نداره.هر دو ترک تحصیل کردن و سیکل هم ندارن.

یکیشون متولد۷۱هست و دو تا پسر دوقلوی۶ساله داره.

اون یکی،مرداد ازدواج کرد و امسال،کلاس یازدهم میره.خانواده ی همسرش قبول کردن تو مدرسه ی بزرگسالان،ادامه تحصیل بده.برای ماه عسلش با کل خانواده ی شوهرش رفت مشهد://

اون یکی متولد۷۴هست و یه بچه سقط کرده و یه دختر یک سال و نیمه داره.حسرت میخوره که چرا دیر بچه دار شده و میگه یه سال دیگه،میخواد بازم باردار بشه.

+همه شون عاشق پسرن،وقتی یکی دختر میاره میگن اشکال نداره ایشالا بعدی پسره.

دختراشون رو بد صدا می کنن،بهشون اهمیت نمیدن.

+بدم میاد وقتی میگم من نمیخوام تا چند سال دیگه بچه دار شم،ولی اینا پا فشاری می کنن و میگن نه ایشالا سال بعد پسرت بغلت باشه.

+خدااایا یا منو نازا کن،یا بهم یه دوقلوی دختر بده البته چند سال دیگه.

+چرا تو زندگی من دخالت می کنن؟به اونا چه که من میخوام بچه دار بشم یا نه؟ به اونا چه که من و همسرم،دختر رو بیشتر از پسر دوست داریم.

+قربون فامیلای خودم برم که هیچکدومشون تو این چیزا دخالت نمی کنن،تا حالا حتی راجع به زندگیم هم ازم سوال نپرسیدن چه برسه به اینکه کی میخوام بچه دار بشم.

+خالم بعد از ازدواجش،۱۰سال نازا بود.تو این مدت،به جز خانوادش،هیچکس چیزی نمی دونست،همه میگفتن حتما بچه دوست نداره.

الان من ۲سال و نیمه ازدواج کردم،اینا منو کچل کردن از بس میگن بچه بیار،هی میگن نکنه نازایی،نکنه مشکل داری.

+میشه لینک مداحیِ خوب برام بذارید؟

+ببخشید پستم درهم شد،حرفام تو ذهنم تلنبار شدن.

۱۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
tiara .n
۰۲ مهر ۱۲:۲۴
از بين تموم دوستام از دبستان تا الان فقط يكيشون عقد كرده كه اونم شوهرش خيلي مورد خفني بوده بقيشون سينگلن هنوز😐😐تو فاميلم همينه خالم چند سال پيش ازدواج كرد٣٠سالش بود.چقدر سن ازدواج پايينن اونجا.ميتونم بپرسم آقاتون چند ساشونه؟؟

پاسخ :

آره فامیلای همسرم همه زود ازدواج می کنن،دلیلشم نمیدونم.
۲۶سالشه:)
آرام ..
۰۲ مهر ۱۲:۵۰
نلی خداروشکر پسر نیسی پس😂😂😂
دختره تیغت میزد میرفت😂😂😂😂

حالا چرا میگن تا سال بغد پــــسرت بغلت باشه؟ ینی دخترت بغلت باشه نمیشه؟؟؟

خودتو ناراحت نکن عزیزم
تو و شوهرت برا زندگیتون تصمیم میگیرید ن بقیه:)
نذارید کسی دخالت کنه ب هیچ وجه

پاسخ :

😁😁😁
چه میدونم والا.
چشم عزیزم:))
کوچه دوازدهم
۰۲ مهر ۱۵:۱۰
من اصلا ازدواج زیر 20 سال رو قبول ندارم.
برای ازدواج حداقل حداقل آدم باید یه 20 تا 22 سالش باشه !
اینطوری خیلی بهتره !
اخه سن پایین که نمیشه ازدواج کرد!

پاسخ :

باهات موافقم:)
من اشتباه کردم و الان حتی میتونم بگم قبل از ۳۰ سالگی حتی به ازدواج فکر هم نکنید.
کوچه دوازدهم
۰۲ مهر ۱۵:۲۵
من خدا رو شکر نزدیک بود اشتباه کنم ولی یه هو ذهنم عوض شد و بیخیالش شدم .. 32 سن مناسبی عه

پاسخ :

اوهوم ۳۲خوبه:)
خدا بهت رحم کرده😁
آرام :)
۰۲ مهر ۱۵:۲۹
تو قسمت کاش پسر بودم پر از احساس دخترانه هست 😍

ازدواج در سن هایی که گفتی خیلی زود... شاید خوشبختی رو در ازدواج می بینید یا شاید  دوست دارن لباس عروس بپوشن البته همه دختران دوست دارن ولی این چون سنشون کمه بیشتر براشون هیجان انگیز باشه.

دو تا نینی دختر 😘😘😘😚😚😚😚😘😘😍. خوشبخت باشی عزیزم:-* 

پاسخ :

هیچکدوم،اینا از اول که به دنیا میان تو گوششون میگن زن باید خونه بشینه به شوهر و بچه هاش خدمت کنه،دختر خوب اونیه که زودتر ازدواج کنه.
اینا هدفشون از زندگی،فقط ازدواج و خدمت به شوهر و پسر دار شدنه.
ممنون گلم:))
x
۰۲ مهر ۲۳:۵۰
من حتی از خوندن پست هم اعصابم خرد شد ومتعجب شدم 

هنوز تعجب می کنم چجوری بعضی از بچه های دانشکده 18_19 سالگی ازدواج یا عقدکردن یعنی انقدر مساله برام مساله غیر قابل هضمه :\

پاسخ :

اعصابتو خورد نکن،منم اوایل خیلی حرص می خوردم.
Fatemeh Aa
۰۴ مهر ۱۹:۵۴
آقااااا
اگه منم نمیزنی😅 خب بچه بیارین دیگه:/// 
تنهایی تو خونه دو نفری حوصلتون سرنمیره دو سال و نیم؟ 😐😐😐😐
نکنید از این کارا ... 😅 شما بچه بیارین من خودم به شخصه کمکت می کنم بزرگش کنی😃😃😃.
بچه برکت زندگیه :/// نمی دونم این جمله رو بزرگان هم گفتن یا نه ولی از من به یادگار داشته باش 😑😂. آفرین. 
نی نی بیارین بعد عکسشو بذار اینجا مام نیگا کنیم لذت ببریم😕😕. 

پاسخ :

😁😁😁دلت کتک میخواد؟؟؟
تا۶سال آینده از نی نی خبری نیست😀😀
Fatemeh Aa
۰۴ مهر ۲۱:۰۹
واقعا ۶ سال بدون نی نی تحمل می کنی؟😣😣

مگه آدم ازدواج نمی کنه بچه دار شه؟😐😐😐 ... خوو برای چی شوور کردی تو😐. مگه دلیل دیگه ای هم برای شوور کردن هست😐. 
آقا شما بچه دار شین بدین من بزرگش کنم😋😋. به همین سادگی:))))

به مادرمم گفتم من بچه موخوام ولی گفت دو تا تون رو به زور بزرگ کردم😐. قدیما زنا ۷-۸ شکم می زاییدن😐😐😐. 

پاسخ :

😂😂😂😂😦
خب تو دوری:((
اتفاقا زندکی دونفره خیلی باحاله،بچه چیه دیگه😜
گلاویژ ...
۲۸ مهر ۰۰:۰۲
خودتو ناراحت نکن، اگه حرفاشون اذیتت می کنه باهاشون هم کلام نشو

پاسخ :

میدونی خیلی وقتا میشینم غصه میخورم که چرا هم جنسام انقدر از حقشون میگذرن و زنان علیه زنان و این قضایا...
گلاویژ ...
۲۸ مهر ۰۴:۰۰
می دونم چی میگی 
ولی اینو در نظر داشته باش که همون قدر که ما فکر می کنیم حق باهامونه و اونا دارن در حق خودشون ظلم می کنن اونا هم همین فکرو راجع به ما دارن، همون قدر که ما غصه ی اونارو می خوریم اونا هم غصه می خورن که چرا زن هایی عین ما دارن عمرشونو به بطالت می گذرونن :|
هر کی از دید خودش به ماجرا نگاه می کنه... 

پاسخ :

درست میگی،تا حالا از این زاویه نگاه نکرده بودم:/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
تـا زمانی که
رسیــدنــ به #تـــــــــو
امـکانـ دارد
زندگـی درد قشنگیستـــــــ
که جریــانــ دارد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان