🌷 چشم از او ، جلوه از او ما چه حریفیم... ای دل!🍁 :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

🌷 چشم از او ، جلوه از او ما چه حریفیم... ای دل!🍁

خواستم یه پست از وبلاگ دکتر فاطمه رو به مناسبت عید غدیر لینک کنم که دیدم متاسفانه اون پست رو حذف کرده:(

من متن اون پست رو قبلا کپی کردم،حالا با اجازه ی فاطمه جان به مناسبت عید غدیر بازنشرش میکنم😊

پست طولانیه ولی خوندنش به شدددت توصیه میشه.

+عیدتونم مبارک:)

+سید های بیان،عیدیِ ما رو کی میدید پس؟

+تیتر از شهریار جاان

___________________________________________

آنچه کمتر از علی (ع) شنیده‌ایم

💠 گفتند: فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است. نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنید... گفت خانه و حریم شخصی خودش است. به شما ربطی ندارد با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.

💠 وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت: "مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید." اینطور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد ...

💠 اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید. گفت: "در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگاهم دارد”.

💠 بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست...

💠 سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حبس اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت.

💠 طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت. چند روز بعد مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (بر علیه علی) ترک کردند. علی به آن ها گفت کجا می روید؟ دروغ گفتند. علی گفت می دانم برای جنگ با من می روید. با این وجود آن ها را زندانی نکرد. زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت.

💠 روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت: “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم” آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.

💠 بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت: “کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت. سپس به دیدن عایشه رفت و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند. با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.

💠 کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت:“برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.

💠 در زمان خلافت تمامی خزانه داری های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند.

💠 هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند، با فریاد آن ها را از این کار بر حذر داشت، گفت من هم انسانی مانند شما هستم، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید.

💠 وقتی خلیفه یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد. نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند. در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن... از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.

💠 فردی نابینا را دید که گدایی می کند. گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید؟ گفتند مسیحی است. گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد، از دینش نمی گفتید، حالا او مسیحی شده؟ ... مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد...

علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات. علی به عدل اش علی بود. 

علی خود عین عدل بود.

۱۰ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
kerman man
۱۸ شهریور ۰۱:۳۲
سلام
خیلی عالی

درود بر شما
اجر شما و فاطمه بانو با حضرت امیرالمومنین علیه السلام

عید بر همه دوستان مبارک

پاسخ :

سلام،متشکرم*__*

علیرضا امیدیان نسب
۱۸ شهریور ۰۱:۳۷
عجب بهت نمیاد از این مطلبا بذاریا امام علی خیلی چیزا گفته پس بهشون عمل کن:)

پاسخ :

😕😐
چرا بهم نمیاد؟
علیرضا امیدیان نسب
۱۸ شهریور ۰۲:۰۷
خخخخ خودت میدونی اجی :)

پاسخ :

😕😬😡
Mr. Maleki
۱۸ شهریور ۰۲:۱۷
خیلی نظرمو جلب کرد.. خوب بود.

عیدتون مبارک

پاسخ :

ممنون،عید مبارک*__*
خرگوشک سیاه :|
۱۸ شهریور ۱۰:۴۷
هعی...
علی خود عین عدل بود..

پاسخ :

soolin :)
۱۸ شهریور ۱۱:۴۵
واییی چقد قشنگ بود.خیلی برای جالب بود.
راستی نلی بانو زیارتت قبول.{قلب}
عیدتم مبارک{بغل}

پاسخ :

😄😄
ممنون😍😍
بیا بغلم🙌
گلاویژ ...
۱۹ شهریور ۱۹:۱۶
خیلی خوب بود نلی جان
دست تو و فاطمه ی عزیز درد نکنه :) 

پاسخ :

خواهش عزیزم>__<
سآرآ :)
۲۰ شهریور ۱۲:۴۴
سلام:))

وب ِ "نای بی نوا" حذف شده؟:(

پاسخ :

سلام،نه آدرسش تغییر کرده:)
سآرآ :)
۲۰ شهریور ۱۹:۰۲
خب چیه آدرس جدیدش ؟!

پاسخ :

سارا جان یه راه ارتباطی بذار تا آدرس رو برات بفرستم.
Fatemeh Aa
۲۲ شهریور ۲۲:۱۴
الان دیدم :)
ممنون به خاطر بازنشر.
آیا میدانی سر این پست من چقدر با چند نفر بحث کردم و تو گروه بسیجی های دانشکده هم نتونستم ساکت بمونم و دراین باره حرف زدم و کلی هم مورد هجوم اونا قرار گرفتم که اینا غلطه و نظر مردم تو اسلام به هیچ عنوان مورد تایید نیست:/ . 
درسته علی از طرف خدا برگزیده شده بود، ولی وقتی نخواستنش مردم(هر چند گمراه بودند ) جنگ راه ننداخت سر قدرت ... 
بگذریم ... 

پاسخ :

خواهش:)
اوه اوه😶😧
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
تـا زمانی که
رسیــدنــ به #تـــــــــو
امـکانـ دارد
زندگـی درد قشنگیستـــــــ
که جریــانــ دارد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان