اینجا نلی از روزهایش می گوید

سلام خوش آمدید

خواب عجیب+شاید موقت

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۲۳ ق.ظ

خواب دیشبم انقدر عجیب بود که ترجیح میدم بنویسمش.

حسابدار یه فست فود بزرگ شده بودم،ماهی سه میلیون حقوق میگرفتم، داشتم از همسرم جدا می شدم(دلیلش رو واقعا نمیدونم ولی همه ی فامیل و خانوادم با کارم موافق بودن!!!!) یه نفر اومد خواستگاریم،۸میلیون حقوق می گرفت😂😂(من نمیدونم حقوقشو چرا انقد دقیق یادمه)

اول راضی نبودم،بعد از چند جلسه باهاش آشنا شدم و ازش خوشم اومد، خیلی شوخ طبع بود و هم شهری و هم زبون بودیم.

یه خواهر داشت،باباشم خیلی شوخ بود،مامانشم از این عشقِ طلاها بود.

باهم چت میکردیم،حتی تبلیغ هایی که پایین برنامه ی چت گوشیم میومد رو هم یادمه( نوشته بود آغاز دوره های مشاوره۸ روز دیگر،جا نمانید)

چه حس خوبی داشتم،دوسش نداشتم ولی ازش خوشم میومد، یعنی لحظه به لحظه داشتم جذبش می شدم اما حتی اسمشم یادم نیست.

حس و حالم توی خواب،خیلی برام عجیب بود.

+انقدر خوابم واقعی بود که وقتی بیدار شدم شک داشتم به همسرم زنگ بزنم چون فک میکردم داریم جدا میشیم اگه زنگ بزنم دعوام میکنه.

+فک کنم امام رضا(ع) منو طلبید😊😊😊

  • Nelii 💉📚

نظرات (۴)

به احتمال زیاد به پول خیلی فکر کردید ازین خوابا سراغتون اومده
پاسخ:
من به تنها چیزی که هیچوقت فکر نمیکنم پوله.
حتی اگه تو بدترین شرایط مالی هم باشم برام مهم نیست چون مطمئنم خدا روزیم رو میرسونه:)))
کابوس بوده به نظرم :( 
پاسخ:
به احتمال زیاد همون کابوس بوده.
واقعا چه عجیب @_@
پاسخ:
خیلی:/
یعنی خوابای شما از توصیه های اشپزی منم عجیب تره :))
خدایی توخواب این همه جزییات یادتون موند تابیداری ؟؟ من یاخواب نمیبینم یایادم نمی مونه. اصلا ! :))))

وااای :)) 
پاسخ:
😂😂😂
متن پی ام هامم یادمه ننوشتم که وارد جزییات نشم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">