اینجا نلی از روزهایش می گوید

سلام خوش آمدید

قصه ی تلخ عادت

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴ ق.ظ

چند روز بود که موقع درس خوندن النگوهام حواسم رو پرت می کردن و حس خفگی بهم دست میداد،امشب درآوردمشون و از سر شب ناخودآگاه حس میکنم النگوهام دارن دستم رو فشار میدن و وقتی میخوام جا به جاشون کنم تازه یادم میفته که تو دستم نیست:/

یادم افتاد که ما آدما چه زود به همه چیز عادت می کنیم،به بودن ها نبودن ها...به داشتن ها و نداشتن ها...

بنظرم چه خوبه که از این توانایی تو راه های خوب استفاده کنیم،عادت کنیم به نماز خوندن ، به دعا کردن ، به کنترل خشم ، به خوب بودن ، به مهربونی ، به همدلی ، به مطالعه، به ....

چه خوبه که گاهی تو ویژگی های جسم و روحمون تفکر کنیم و سعی کنیم بهترین استفاده رو ازشون بکنیم :)

+دعا فراموش نشه*__*


  • Nelii 💉📚

نظرات (۶)

  • خانوم ربات
  • جای تامل ... !


    خوب باشی عزیزم
    پاسخ:
    مرسی خواهری😘
    با سلام و طاعات قبول
    خیلی عالی
    ما هم التماس دعا داریم .

    پاسخ:
    سلام،طاعات و عبادات شما هم قبول هم زبون
    محتاجم به دعاهاتون:)
  • سام نجفی نیا
  • عالی
    پاسخ:
    :))
  • خانمِ میم
  • زمان انگار باعثه عادت میشه!
    پاسخ:
    اره...
  • 🍁 غزاله زند
  • عادت کنیم به چیزای خوب :) 
    این واقعا عالیه،چرا که نه؟ 😊
    محتاجیم به دعا نلیِ مهربونم 😇
    پاسخ:
    :))
    دارم عادت میکنم به دعا کردن برای دوستای خوبم از جمله تو عزیزم.
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • اقادست محکم بزن براخانوممممم

    به به به این میگن یه مطلب فوق العاده

    این مطالبب خیلی عشقند


    عادت کنیمم به کارخوب،دوست داشتن همدیگه و...
    پاسخ:
    خیلی ممنون از لطفتون:))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">