بسم الله الرحمن الرحیم :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر....

_ اولی : تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟

+دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم

_اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده.

+دومی: شاید مادرمونم ببینیم

_ اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیم!

+ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

_اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.

+دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.

 خدا همین نزدیکی هاست،  حسش کن....

_____________________________________________________

هیچوقت فکرش رو نمیکردم بخوام این رو بگم ولی فکرای بزرگی تو سرم هست...نمیتونم اینجا بمونم،شاید تا قبل کنکور بازم پست نوشتم شایدم نه...

بعد کنکور از اینجا میرم،البته سعی میکنم تو تلگرام با دوستای گلم در ارتباط باشم، من،منم ،آرام،غزال،بوف کور،خانوم ربات،حوا،فاطمه(خانوم دکتر مهربون)و دوستای خوبی که این مدت باهام همراه بودید ممنون میشم اگه آیدی تلگرامتون رو بهم بدید.

پرواز جون اگه امکانش هست دوست دارم باهات درارتباط باشم و کمکم کنی ارادم رو قوی کنم و محکم بمونم.

شاید بعدا بازم بنویسم...شاید برگردم همینجا،شایدم برم یه خونه ی جدید

برام خیلی دعا کنید، به معجزه ی دعاهاتون ایمان دارم:)

+ کامنت های این پست خصوصی است:))


۰ موافق ۰ مخالف
درباره من
تـا زمانی که
رسیــدنــ به #تـــــــــو
امـکانـ دارد
زندگـی درد قشنگیستـــــــ
که جریــانــ دارد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان