عشق های آبکی😒 :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

عشق های آبکی😒

داشتم به اتفاق پست قبل فکر میکردم که فهمیدم تو اطرافم خیلی از این. مورد ها پیش اومده....واقعا این دخترا چرا اینکارارومیکنن آخه؟چند تا موردش رو مینویسم برای یادآوری به خودم که دیگه برای دوستی سراغ همچین آدمایی نرم

+فرناز باباش طلافروش بود و جزو ثروت مندای این شهر حساب میدن،دوم دبیرستان که بودیم تو عروسی خواهرش،عاشق دوست داداشش شد،پسره پدر و مادرش فوت کرده بودن و با مادربزرگ و خواهرش زندگی میکرد و کشاورز بود....قصد توهین ندارم ولی خب اختلاف خانواده هاشون باهم چیزی نبود که بشه نادیدش گرفت.

یادمه فرناز برای پسره گوشی خرید تا بتونن با هم صحبت کنن،پول توجیبی به پسره میداد،انقدگریه و زاری کرد تا پسره اومد خواستگاری ولی بابای فرناز از خونه بیرونش کرد،فرناز تا یک هفته از خونشون فرار کرد تا باباش از ترس آبروش به این ازدواج رضایت داد،قبل عید با فرناز تو تلگرام صحبت میکردم،از زندگیش پرسیدم،خیلی پشیمون بود،میگفت پسره چشمش دنبال بقیس،با پول بابای فرناز زندگی میکنن و پسره دیگه حاضرنیست کارکنه،حتی از قیافه ی فرناز ایراد میگیره که تو زشتی من سرم کلاه رفته😐

+شیوا که چند سال از من بزرگتر بود و سال اول پزشکی قبول شد،همون موقع پسر داییش نشست زیرپاش که میخوامت واینا،نرو دانشگاه بعد ازدواج خودم میفرستمت بهترین دانشگاه،انقدر گفت تا نرفت...امسال پسره به زور فامیل اومد عقدش کرد.. اگه همون موقع میرفت دانشگاه،الان سال چهارم بود😔

+رویا که عاشق یه مردی همسن باباش شد و بخاطر پولش باهاش ازدواج کرد.

+تیام که تو لاین با یه پسری که2سال ازش کوچیکتره آشنا شد و یه دل نه صد دل عاشقش شد😯الان پسره دانشجوی پزشکیه و خیلی واضح چند بار بهش گفته نمیخوامت ولی این دست بردار نیست و هنوز داره برای خودش خیالپردازی میکنه،هر چی میگیم ولش کن ارزشت رو انقدر پایین نیار ،هرچی میتونه بارمون میکنه و بهمون میگه حسود😐

+متاسفانه این موردا تو جامعمون زیادشده...خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم برای خیلی از دخترا ازدواج هدف شده بدون توجه به طرف مقابل و غرور و شخصیت خودشون😔😔

۶ نظر ۷ موافق ۰ مخالف
Man Mobham
۱۵ خرداد ۱۵:۰۹
باز این مورد هایی که گفته پسره یا دختره به کسی تعهد نداشته و ازدواج نکرده بودن.دور و بر من داره یه اتفاق هایی میفته که نگو و نپرس.سوالمم به خاطر همین بود.

پاسخ :

چی بگم😐
🍁 غزاله زند
۱۵ خرداد ۱۵:۴۴
واقعا! 😐😐😐
خداروشکر من هیچوقت ازدواج و عشق و عاشقی رو در اولویت‌هام قرار ندادم. بنظرم آدم همینطور الکی نباید عاشق شه و اصرار کنه.یه مراحلی داره و یکی از ابتدایی‌ترین مرحله‌ش اینه که به این درک و شعور برسی که عشق و عاشقی کورت نکنه بلکه دیدت رو وسیع‌تر هم بکنه...
منم اطرافم خیلی‌ها رو دیدم که سرشون به سنگ خورده ولی دیگه راه بازگشتی نیست و باید چوبِ بی‌فکری‌های به ظاهر عاشقانه‌شون رو بخورن 😐

پاسخ :

اوهوم....خداروشکر دوستای وبلاگیم همشون عاقلن😍
عاشقتونم:))
Fatemeh Aa
۱۵ خرداد ۱۸:۲۷
۱۰ دقیقه سکوت لطفا!

پاسخ :

😯
آرام ..
۱۵ خرداد ۲۱:۴۸
اتفاقا چن.روز پیش.توی ماه عسل یه دختر اومده بود  و شرایطش مثه مورد اول ینی فرناز بود 
اینا ازدواج کردن و بعد از دوسال یه پسر.گیرشون میاد ولی بعلت خیانتای پی در پی همسرش جدا میشن.-_-
نکته جالبش اینجا بود پسره حتی خونوادشم دیگه طردش کرده بودن و برا همین باز میخواس برگرده پیش دختره بخاطر اینکه دیگه کسیو نداشت و نمیدونم چرا دختره دو تا توو دهنی ب یارو.نزد ک بشینه سر جاش بلکه گفت رو.پیشنهادت باز فکر میکنم-_-

پاسخ :

واقعا؟!؟
من ندیدمش... من بودم تف هم تو صورتش نمینداختم
دخترخوب
۱۵ خرداد ۲۳:۵۰
بعضی دخترها اینقدر خنگند که تا این حد خودشونو بدبخت میکنن و پدر و مادرشونو زجر میدند
البته بعضیا هم سیاست دارند ولی متاسفانه تعدادشون کمه

پاسخ :

اره خانواده هاشونم خیلی اذیت میشن😔
....چی بگم..
دخترخوب
۱۹ خرداد ۱۷:۲۶
سلام
رمز پست بعد به من تعلق میگیره عایا؟

پاسخ :

سلام...آره فقط آدرست رو گم کردم اگه میشه آدرست رو بنویس برام:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
تـا زمانی که
رسیــدنــ به #تـــــــــو
امـکانـ دارد
زندگـی درد قشنگیستـــــــ
که جریــانــ دارد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان