خدای آرزوها :: اینجا نلی از روزهایش می گوید

خدای آرزوها

سلام خداجونم...شناختی؟؟؟

میدونم چندوقته سرمو بالا نگرفتم،همش سرم پایین بودسرگرم دنیابودم..اما تو هرروز با اذان صدام کردی دست یاریتوبه سمتم دراز کردی...ولی من مشغول بودم ندیدم یعنی خودمو به ندیدن زدم...دو روزه اینجا داره باد شدید میاد،رفتم لب پنجره تا آسمونو نگاه کنم یهو دیدمت...یهویی به خودم اومدم..من دارم از کی فرار میکنم؟از تو؟هه تو که از خودمم به من نزدیک تری

تصمیم گرفتم این موش و گربه بازیو تموم کنم...بذار سنگامونو باهم وابکنیم مثله یه خدای مهربون ویه بنده ی خوب:))

مگه من ازت چیز زیادی خواستم؟؟؟تو خودت آروزی پزشکی رو تو دلم انداختی حالا بهم نمیدی؟خداجونم منو امتحان نکن من تحمل ندارم میترسم از پسش برنیام...تو رو جون نلی اذیتم نکن حسرت دکتر که بیاد اول اسمم رو تو دلم نذار 

به حق حضرت علی،به حق امشب که روزه پدره نذاربخاطر قولی که به پدربزرگم دادم شرمندش بشم

خداجونی حرف واسه گفتن زیاد دارم ... درددل زیاد دارم...بازم برات خواهم نوشت:))

+بعدا نوشت:اخبار گفت سرعت باد به80کیلومتربرساعت رسیده اینجاو عصرسه شنبه شدتش کم میشه...اما الان چند ساعته باد قطع شده فک کنم بخاطر اینه منو خداجونم آشتی کردیم بادخیالش راحت شد:))

+خندوانه رو دیدید؟!با همسری قرار گذاشتیم موقعیتمون که جور شد قبل از اینکه خدا بهمون نی نی بده اول سرپرستی یه فرشته(از بچه های بی سرپرست)رو قبول کنیم و بیاریمش تو خانوادمون...وای که چقد حال دلم خوبه😍



۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
تـا زمانی که
رسیــدنــ به #تـــــــــو
امـکانـ دارد
زندگـی درد قشنگیستـــــــ
که جریــانــ دارد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان